لحظه های انتظار
1393/02/06 امروز دهمین روزیه که خونه بابا جون زمان هستیم حسابی بهشون زحمت دادم و اونها هم با محبتهاشون منو شرمنده خودشون کردن. مامان جون پری که اتاق خواب خودشو در اختیار منو بابا گذاشته و خودش توی اتاق مهمان می خوابه آخه نه اینکه من مادر اژدهام خیلی گرمایی شدم و کولر اتاق مامان جون سردتر. مامان جون سعیده هم خیلی ناراحته تا الان نتونسته بیاد پیشم آخه اول بابا جون حسن آنفلوآنزا سختی گرفت و بعدشم به مامانی سرایت کرد و حالا نگرانه که اگه با این حالش بیاد پیشم منم سرما بخورم ولی خاله حدیث و خاله الهام مرتب بهم سر میزنن. امروز نوبت دکتر داشتم که هم از سلامتی شما مطمئن...


